ایستادن
جیگر مامان، امروز یعنی 1 اردیبهشت 1393، برای اولین بار تلاش کردی که به تنهایی بایستی. خیلی بامزه و شیرین شده بودی. دستت رو به من میگرفتی و می ایستادی بعد دو تا دستتات رو از روی من بر می داشتی و خودت رو نگه می داشتی. منکه از شدت خوشحالی و هیجان مرتب می خندیدم و بهت آفرین میگفتم . تو هم با اون دندونای سفید و خوشگل و بامزت مرتب ادای خنده رو در می آوردی و باعث می شدی بیشتر خندم بگیره. فدای شیرین کاریها و شکلک درآوردنات. امیدوارم همیشه پایدار و استوار باشی عزیز دلم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



ایستادن
